خدا رو شکر برای اینکه هنوز میتونم بخندم...با صدای بلند..
خدا رو شکر برای اولین بار فهمیدم جمله ی از خنده تو چشمام اشک جمع شد یعنی چی!
خدا رو شکر برای شادمانی بی سبب !
خدا رو شکر ....
برچسب:
نویسنده: کیارش جلالی
برچسب:
نویسنده: کیارش جلالی
برچسب:
نویسنده: کیارش جلالی
به این فکر می کنم که چقدر این مشکل...لا ینحله...
چند ساعت حالم بدمیمونه...گریه می کنم...فکر می کنم...
تهش فقط یه چیز آرومم میکنه ...
تا خدا نخواد هیچ اتفاقی نمیفته :)...
اینجاس که آروم میشم و با تمام وجود همه چی و می سپرم دست خودش...
که درست کنه... :)
+ یا کاشف الکرب عن وجه الحسین
اکشف کربی بحق اخیک الحسین
+دعا لطفن...:)
برچسب:
نویسنده: کیارش جلالی
این کتاب ۴ سال دبیرستان هرروز جلو چشمم بود تو کتابخونه...
چرا الان دارم می خونمش؟
چرا انقدر دیر ... ؟
کاش بتونم کتابهای دیگش هم بخونم...
#سقای_آب_و_ادب
...
تازه فصل ۴ کتاب هستم.تو یکی از فصل های قبلی از بعضی مشخصات حضرت عباس گفته بود.انقدر قشنگ که یه لحظه حس کردم چقد ما خوش بختیم و باید خیالمون راحت باشه که حضرت عباس برامون هست...
+حتی اگر کوچکترین اعتقاد مذهبی ندارید ! این کتاب رو بخونین :)
#سید_مهدی_شجاعی
برچسب:
نویسنده: کیارش جلالی
برچسب:
نویسنده: کیارش جلالی
یک دفعه تصمیم جدی به فراموشی می گیری و یادت می رود
یک دفعه یک نفر را میبینی... و چنان میبینی اش که انگار تا قبل از او کسی نبوده !
و خوا نکند که یک دفعه غم جدیدی به جانت بیفتد و خواب و خوراک را بگیرد....
بعد هر چه عشق به فرجام رسیده و نرسیده بوده کلا از یادت می
رود !
+الهی فاستجب دعائی...
برچسب: فراموشی,
نویسنده: کیارش جلالی
من
به
محالات
رضا
...
برچسب:
نویسنده: کیارش جلالی
برچسب:
نویسنده: کیارش جلالی
برچسب:
نویسنده: کیارش جلالی
برچسب:
نویسنده: کیارش جلالی
برچسب:
نویسنده: کیارش جلالی
برچسب:
نویسنده: کیارش جلالی